جانان بابا
صبح قشنگت به خیر
در زمان حاضر از اون روزاست که حال روحی من اصلا خوب نیست ، یک پاچه گیر به تمام معنا، خدا به کارمندا رحم کنه
نازنین بابا
یه روزایی آدمها با دلیل یا بدون دلیل حال روحشون خوب نیست ، و حتما و الزاما مربوط به دیروزشون و دیشبون نیست و حتما و الزاما اینطور نیست که حتی دلیلشو بدونن
آدمها ممکنه در طی چند روز یا چند هفته یا مدتی نامعلوم بسته به ظرفیت روحیشون از چیزای مختلف و کوچیک دلگیر بشن، و این دلگیری زیاد و زیادتر بشه و در یک جا و یک نقطه یک دلگیری خیلی کوچیک پیش بیاد که ظرفیت روحشون رو لبریز کنه ، و اونجاست که به هم میریزن
میدونی ما آدمها اون تیکه آخر رو دلیل اصلی همه ناراحتی هامون میبینیم و یکهو همه رو سر آخرین نفر خالی میکنیم در حالیکه وزن و نقش اون آدم اخریه شاید یک درصد باشه از کل وزن ناراحتی ما
دقیقا در همین نقطه ،جاییکه ما انتقام همه دلخوریهایی که شاید به صد مورد رسیده رو سر یک نفر خاص خالی کردیم و باعث میشیم طرف مقابل هاج و واج و تعجب کنان و سرزشنش کنان به ما نگاه کنه و از خودش بپرسه مگه من چی گفتم یا چیکار کردم.
ما باید یاد بگیریم که همه خشممون رو سر یک نفر خالی نکنیم
و از سوی دیگر باید یاد بگیریم هنوز خیلیها هستن که بلد نیستن ناراحتی هاشونو دونه دونه در جاهای مختلف خالی کنن و اگه یهو به پست ما خوردن ، حال خودمونو خراب نکنیم
جان شیرینم
اگه یه وقتایی که من بلد نبودم و از سمت من این محور نسبت به تو پیش اومده ازت معذرت میخوام
سعی میکنم بیشتر یاد بگیرم
دوستت دارم شیرینتر از جانم
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی