خرید بک لینک

دختر نازم

همانطوری که بهت قول داده بودم دیروز وقتمو خالی کردم برای تو که با هم بریم باغ کتاب و توی دلخوشیهات بچرخی و به قول خودت حالت خوب بشه و جیب بابات خالی بشه

البته ممنونم از اینکه به من به عنوان یک دشمن که قراره بیچاره ش کنی نگاه نکردی و به اندازه خودت و البته 11 تا کتاب گرون قیمت خرید کردی

وقتی ذوقتو دیدم خیلی حال دلم خوب بود

و اما بعد...

خانوم کوچولوی من :

دیروز وقتی رازهای دخترونه تو به من میگفتی و از من 1 میکردی توی دلم بهت افتخار میکردم و خوشحال بودم که اینقدر با من 1ی که نمیترسی از من و از تابوهای که در جامعه هست و واضح مسایل دل کوچیکتو به من میگی

عروسک زیبای بابا

این قول بین من و تو هست که رازهای تو تا ابد در دل من باقی میمونه و هرگز کسی چیزی ازشون نخواهد دونست .امیدوارم منم یه روزی بتونم همه رازهامو بهت بگم یا حداقل راحت درد دل کنم

دختر من : گفتم درد دل ... میدونی درد دل اگه با ادم مناسبش نباشه به قدری خطر ناکه که تبعاتی ایجاد میکنه که شاید سالها درگیرش بشی

اکثر روابطی که تهش به یک سو استفاده یا یک اسیب میرسه اولش با یه درد دل کوچیک شروع میشه . اونقدر کوچیک که بعد ها وقتی بهش فکر میکنی مغزت سوت میکشه که چی شد که توی این باتلاق افتادم

به حرف ساده

یه همدردی کوچیک

کم کم حرفها زیاد میشه و دلبستگی ایجاد میشه و آخرش اون اتفاقی که نباید میوفته

یا اینکه توی درد دلها رازهایی رو بیان میکنی پیش افرادی که فکر میکنی برای تو دوست میمونن تا اخر عمر که بعدا هر لحظه میترسی از اینکه نکنه رازمو جایی بگه و اینجاست که خواب و خوراک برات نمیمونه

زیبای من

یادت باشه تنها سه نفر میتونن رازدارت باشن و امین حرفهات پدر مادر و فرزند

یادت باشه همیشه و همه جا فارغ از پدر و 1 من مثل یه رفیق کنارتم و حرفاتو گوش میدم و میشنوم و باهم حلش میکنیم

عاشقتم و دوستتت دارم بانوی زیبای زندگی من

برچسب: نویسنده: حامد مهدوی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1402 ساعت: 15:08

صفحه بندی