جان پدردیروز وقتی از من خواستی که مسافرت بریم، حسابی ذوق کردم و خوشحال شدم که چند روزی کنار همیم و درست و درمون حست میکنموقتی خرم آباد رو برای مسافرت پیشنهاد دادی و دلیل این انتخاب رو برام توضیح دادی ، یه کوچولو نگران شدمنگران از این بابت که دلیلت ملاقات با دو دوست مجازی هست که دست بر قضا خواهر هم هستند و هیچ وقت ندیدیشون و اینکه یک تصوراتی از خودشون برای تو ایجاد کردن که اونقد جذاب بوده برات که تصمیم گرفتی بری و از نزدیک ببینیشونجان بابایه روزی نه چندان دور توی سالهای 1376 یادم میاد که کامپیوتر و اینترنت دایال آپ حسابی داشت بین مردم جا باز میکرد.کامپیوتر جزو وسایل خیلی لوکس بود که توی هر خونه ای نبود و لوکس تر از اون صدای جیغ جیغ مودم بود که با زور و فشار سعی داشت یه خونه رو توی نا کجا اباد به دهکده جهانی وصل کنه.آدمهایی که دسترسی به این کالای لوکس و این فرهنگ جدید داشتند معمولا از قشر متوسط به بالای جامعه بودند.یه سری برنامه ها وجود داشت که آدمهای مجازی رو با هم ارتباط میداد و روابط مجازی داشت شکل میگرفت البته باز هم خیلی فرق داشت با الانتا جاییکه یادمه یاهو مسنجر کولاک میکرد و در کنارش پالتاک بود این ها هر کدوم علاوه بر امکان گفتگوی دو نفره اتاق هایی هم با موضوعات مختلف داشتنداون زمانها آدمهای مجازی به دو دسته تقسیم شده بودند .آدمهای سیاسی یا علاقه مندان به هنر ها و مطالب آکادمی که اکثرا توی پالتاک بودند آدمهایی که برای سرگرمی حضور داشتند و بیشتر دنبال پیدا کردن یه رابطه میگشتند و اکثرا توی یاهو مسنجر بودندخلاصه :تجربه این بودکه: از اون جایی که این ادمها معمولا امکان دیدن هم براشون فراهم نبود ، شخصیتی برای خودشون در ذهن طرف مقابل میساختند که خیلی تحصیل کرده و خیلی روشنفکر
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: حامد مهدوی
تاريخ: دوشنبه
27 شهريور
1402 ساعت: 15:08